السيد الطباطبائي

114

مجموعه رسائل ( فارسى )

مسائلى كه در اين فصل به ثبوت رسيده : الف ) حركت در عين آن‌كه وجودى است تدريجى و سيال ، داراى حيثيت ثبات است كه همان ثبات تدريج و قرار سيلان است و به اين اعتبار حركت توسطيه خوانده مىشود . ب ) اعتبار حصول وجودش با تدريج ، و خروجش از قوه ، به فعل به نحو سيلان ، كه طبعاً انتسابش به حدود مسافت ملحوظ است ، و به اين اعتبار حركت قطعيه خوانده مىشود . فصل چهارم تأمل و تدقيق در تبيينى كه راجع به تحول انواع جوهرى از طريق قوه و فعل و اين‌كه هر حدى قوه‌اش حد سابق بلافصل آن بوده ، عرضه داشتيم ترديدى باقى نمىگذارد كه انقلاب عناصر به يكديگر و كون و فساد به معناى حدوث صورتى و زوال ديگرى به نحو خروج دفعى و آنى ممتنع است ، و مضافاً بر آن « 1 » ، لازم مىآيد كه هيولى از صورت ، عريان شود ، زيرا انقلاب عنصر آب مثلًا به هوا ، مادامى كه صورت آب به كلى زائل نگرديده ممكن نيست . پس به ناچار ، حدوث صورت هوا در هيولاى آب ، بعد از فساد كامل صورت آب است ، و بنابراين ، بين فساد و كون مفروض ، هيولى عارى از صورت خواهد بود كه محال است . با توجه به اين نكته ، چون كون و فساد در موضوعات مختلفه به نحو دفعى و آنى ، محال ، و ناگزير با تدريج انجام مىگيرند و به حركت برمىگردند ، پس مواد عالم طبيعت ، به صور حركات جوهرى ، مصور و ملبسند . و چون وجود فىنفسه و وجود لغيره « ناعتى » در موضوعات جوهرى كه وجود

--> ( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 178